با عرض سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی و تشکر از شما به سبب انتخاب این وبلاگ برای بازدید.
این وبلاگ در راستای ارتقای سطح معلومات عربی شما تنظیم شده است امید است با مطالعه مطالب این وبلاگ قطره ای هرچند کوچک به دریای علم شما اضافه گردد.
با تشکر مجدد مدیر وبلاگ سعیدی

کلمات در زبان عربی به سه دسته تقسیم می شود .
1 ـ فعل 2 ـ اسم 3 ـ حرف
فعل بر اساس زمان یا ماضی است یا مضارع یا امر.
1 ) فعل ماضی : فعلی است که ریشه آن از سه حرف اصلی تشکیل شده است و بر انجام کاری در گذشته دلالت می کند .
مانند : ذهب(رفت) ـ ذهبا ـ ذهبوا جلس ( نشست ) علم ( دانست )
فعلهای ماضی 14 صیغه دارند .
2 ) فعل مضارع : فعلی است که حروف اتین ( تینا ، یتان ) به ریشه ی فعل ( فعل ماضی ) اضافه می کنیم و بر انجام کاری در زمان حال یا آینده دلالت می کند .
روش ساخت فعل مضارع :
1 ـ افزودن یکی از حروف مضارع( أتین ) به اول فعل ماضی
2 ـ ساکن کردن فا ء الفعل ( اولین حرف اصلی از فعل ماضی )
مانند : اذهب ( متکلم وحده ) ـ تذهب ـ یذهبون ـ تذهب ( متکلم مع الغیر )
فعل مضارع نیز دارای 14 صیغه می باشد به عبارت دیگر فعل مضارع از فعل ماضی ساخته می شود به شرطی که یکی از حروف مضارع ( ی ـ ت ـ ا ـ ن ) بر سر فعل ماضی بیاید و آخر آن مرفوع شود . کتب ( ماضی است) مضارع آن یکتب
3 ) فعل امر : بر طلب انجام کاری دلالت دارد . مانند : اکتب ( بنویس ).
فعل امر نیز 14 صیغه دارد و شما با طریقه ی ساخت 6 صیغه امر از مضارع مخاطب آشنا شدید 8 صیغه دیگر را انشاءا... در سالهای بعد.
طریقه ساخت امر از 6 صیغه ی مضارع مخاطب که به آن امر مخاطب یا امر حاضر گفته می شود
1- حرف مضارعه( ت ) را از اول فعل حذف کرده 2- آخر فعل مضارع را مجزوم
( ضمه راساکن یانون راحذف می کنیم غیر از نون جمع مونث) می کنیم 3- اگر بعد از حذف حرف مضارع ، حرف متحرکی باشد وفعل خوانده شودنیازی به آوردن همزه اول فعل نیست والا یک همزه به اول فعل می اوریم.برای تعیین حرکت همزه اینگونه عمل می کنیم :
الف ) اگر حرکت عین الفعل مضارع فعل یا دومین حرف اصلی فعل از ریشه یا حرکت حرف یکی مانده به آخر ضمه باشد حرکت همزه را (ا ُ ) می دهیم .
مانند : تکتُبُ , اُکتُب ( بنویس )
ب ) اگر حرکت عین افعل مضارع فتحه یا کسره باشد حرکت همزه را کسره ( ا ) می دهیم مانند : تفتح , اِفتح (بگشا )
تجلس ,اِجلس ( بنشین )
تذهبان ,اِذهبا
تذهبون , اِذهبوا
تذهبین , اِذهبی
فعل نهی : باز داشتن از انجام کاری است .
مانند : لاتجلس , ننشین و لا تذهب , نرو
1 ـ لانهی را بر سر یکی از 14 صیغه ی مضارع می آوریم
2 ـ آخر فعل مضارع را مجزوم(حذف ضمه یانون) می دهیم
همانگونه که گفتیم در بعضی از صیغه ها مجزوم شدن فعل به حذف نون است
مانند : تذهبان , لا تذهبا ( نروید)
فعل نفی : فعلی است که بر انجام نشدن کاری در زمان حال یا آینده دلالت دارد .
مانند : لایذهبُ ( نمی رود)
طریقه ساخت فعل نفی ,فقط لا را بر سر یکی از 14 صیغه ی فعل می آوریم و آخر فعل را تغییر نمی دهیم .
مانند : تقول , لا تقول ( نمی گویی )
نکته : فعل نفی و نهی در دو صیغه ی مضارع جمع مونث ( 12 و 6 ) یکسان است .
یادآوری : در زبان عربی جمله یا فعلیه است یا اسمیه :
ترکیب جمله ی فعلیه : فعل + فاعل مرفوع + مفعول منصوب فتح المعلم الکتاب
ترکیب جمله ی اسمیه : مبتدا مرفوع + خبر مرفوع المعلم مفید
(به اسم بعد از حرف جر مجرور گفته می شد و حرف جر با اسم بعد از خود را جار و مجرور می گوییم
مانند : ترکیب جار و مجرور, حرف جر + مجرور فی الصف )
ان شاء ا ... جمله ی فعلیه و جمله ی اسمیه در درس 9و10
یادآوری : اسمهای اشاره عبارت بودند از :
1 ) اشاره به نزدیک : مذکر مونث مفرد هذا هذه
مثنی هذان هاتان جمع هولاء هولاء
2 ) اشاره به دور :
مذکر مونث مفرد ذلک تلک جمع اولئک اولئک
نکته : در آینده با موارد دیگر اسم های اشاره ( مانند مثنی دور ) آشنا خواهید شد .
یادآوری :
اسم از نظر تعداد یا مفرد یا مثنی یا جمع
اسم مفرد یا مذکر است یا مونث
اسم مثنی ( تثنیه ) اسمی که بر دو شخص یا شی ء دلالت می کنند. ( ان ـ ین )
به عبارت دیگر اسم مثنی با افزودن یکی از این نشانه علامت به آخر اسمهای مذکر ومونث ساخته می شود .
اسم جمع : اسمی که بر چند ( بیش از دو ) شخص وشی ء دلالت می کند . جمع بر دو دسته اند :
1 ) جمع سالم : جمعی که مفرد آن هنگام جمع بستن تغییر ی نمی کند فقط آخر مفردش حروفی ( علامت جمع ) اضافه می شود .
جمع سالم بر دودسته است :
الف : جمع مذکر سالم : که با افزودن بکی از دو علامت ( ون ـ ین ) به آخر اسمهای مفرد مذکر ساخته می شود . مانند : المومن , المومنون ـ المومنین
ب : جمع مونث سالم : برای ساخت جمع مونث سالم ( ة ) را از آخر اسم مفرد مونث حذف کرده به جای آن (ات ) اضافه می کنیم . مانند : المسلمه , المسلمات
2 ) جمع مکسر : جمعی است که شکل مفرد آن تغییر می کند حروف آن در هم ریخته می شود .
مانند : کتاب , کتب مسجد , مساجد علم ,علوم
حروف جر 17 عدد هستند که در بیت زیر آمده :
کلمات مترادف متضاد
الحکم = العلم
جوارح # جوانح
اشدد = قو
النعم # النقم بلا
ذهب = زهق رفت
الحق # الباطل
وهب = بذل ، اعطی
لاتیاس # لاتقنط نا امید نباش
عسرسختی # یسر آسانی
المظلوم # الظالم
جاء # زهق رفت
جمع , الجوارح ـ الجوانح ـ المستوحشین ـ النقم
مفرد , جارحه ـ جانحه ـ مستوحش ـ نقمه