با عرض سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی و تشکر از شما به سبب انتخاب این وبلاگ برای بازدید.
این وبلاگ در راستای ارتقای سطح معلومات عربی شما تنظیم شده است امید است با مطالعه مطالب این وبلاگ قطره ای هرچند کوچک به دریای علم شما اضافه گردد.
با تشکر مجدد مدیر وبلاگ سعیدی

اَلعِبرةُ: عبرت
أیُّها النّاسُ مَوكِبُ صاحبِ الْجَلالةِ «قارونَ» الْمُعَظَّمِ فـﻰ الطَّریقِ...اِبْتَعِدوا ! اِبْتَعِدوا !
ای مردم كاروان اعلاحضرت قارون بزرگ در راه است. دور شوید. دور شوید.
ـ اَللّهُمَّ خَلِّصْنا مِن شرِّ هذا الطَّاغوتِ!
_ خدایا ما را از شرّ این طاغوت خلاص كن .
ـ إنَّه شَرُّ مَخْلوقٍ!_ به راستی او بدترین آفریده است .
ـ اُنْظُرْ... لَقَدْ خَرَجَ قارونُ فـﻰ زینَتِهِ! _ نگاه كن ... قارون با شكوه خارج شد.
ـ یا لَیْتَ لَنا ثروةَ قارونَ...! _ ای كاش ثروت قارون از آنِ ما بود ... !
ـ أخـﻰ! ما الفائدةُ فـﻰ ثَروةٍ وَراءَها لعنةُ النَّاسِ؟! إنّه كافِرٌ بِنعْمةِ اللّهِ.
_ برادر من! فایده ثروتی كه پشت آن لعنت مردم است چیست؟ او نسبت به نعمت خدا كافر است.
ـ علینا الذَّهابُ إلَی قارونَ! _ برما لازم است به سوی قارون برویم.
ـ هَلْ یَقْبَلُ النَّصیحةَ ؟!_ آیا نصیحت قبول می كند؟
ـ لا... لا... معلومٌ... هو رجلٌ مُتَكَبِّرٌ._ نه ... نه ... معلوم است ... او مرد خود بزرگ بینی است .
ـ علینا أداءُ الْواجبِ... نَحْنُ مُبَشِّروُن و مُنْذِروُنَ... .
_ برما لازم است كار واجب را به جا بیاوریم ما مژده دهنده و بیم دهنده هستم .
فـﻰ قصر قارون : _ در قصر قارون
ـ ماذا تَطْلُبونَ؟_ چه می خواهید ؟
ـ اَلْأمرَ بالْمعروفِ و النَّهْـﻰَ عن الْمُنْكَرِ.
_ امر به معروف و نهی از منكر را (دستور دادن به كار نیك و باز داشتن از كار زشت)
ـ یا قارونُ... _ ای قارون
ـ یا قارونُ! أحْسِنْ إلی الْفُقراءِ و الْمَساكینِ و الْمظلومینَ!
_ ای قارون به فقیران و بیچارگان و ستمدیدگان نیكی كن .
أنتُمُ الْمؤمِنون بِدینِ موسی ...! شما مـﺆمن به دین موسی هستید ...!
أیُّها الْحارِسُ! ای نگهبان !
اِدْفَعْ لَهُم دیناراً مِنَ الذَّهَبِ... هم فقراءُ...
دیناری از طلا (یك دینار طلا) به آنان بپرداز ... آنان فقیرند ...
لا... لا... لا نَطْلُبُ الْمالَ. _ نه ... نه ... پول نمی خواهیم.
﴿ والَّذینَ یَكْنِزونَ الذَّهَبَ والْفِضَّةَ و لا یُنْفِقونَها فـﻰ سبیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ ألیمٍ.﴾
_ وكسانی كه طلا و نقره جمع می كنند و آن را در راه خدا انفاق نمی كنند آنان را به عذاب دردناكی بشارت بده .
ـ ماهذه الكلماتُ؟!_ این حرفها چیست؟
ـ اُخرُجوا... اُتْرُكوا قَصْرﻯ. _ خارج شوید ... قصرم را ترك كنید ...
ـ أنتم مُفْسِدُونَ! _ شما فساد كننده هستید .
ـ إنَّكَ سَتُشاهِدُ جزاءَ عَمَلِكَ._ به راستی كه تو سزای كارت را مشاهده خواهی كرد .
بَعْدَ أشْهُرٍ: چند ماه بعد:
ـ سَمِعْتُ أنَّ موسی (ع) دَعا قارونَ إلی طریقِ الْحَقِّ.
_ شنیده ام كه موسی (ع) قارون را به راه حق دعوت كرده است .
ـ نعم... ولكن... هو كافرٌ بِدینِ الْمُرْسَلینَ! _ آری ... ولی ... او به دین پیامبران كافر است .
اَلْفِرارَ... اَلْفِرارَ...! فرار ... فرار ...
ـ هذه عاقبةُ الْمُكَذِّبینَ!! _ این عاقبت تكذیب كنندگان است .
ـ ماذا حَدَثَ؟_ چه اتفاقی افتاده است؟
ـ أنْزَلَ اللّهُ علی قارونَ الْعذابَ... العذابَ..._ خدا بر قارون عذاب نازل كرده ... عذاب ...
اَلنَّجْدَةَ... اَلنَّجْدَةَ! كمك ... كمك!
سَأنْفِقُ أموالـﻰ...! اموالم رابه زودی انفاق خواهم كرد ...
سَأساعِدُ الْفُقراءَ...! به زودی به فقیران كمك خواهم كرد ...
﴿ لاتَ حینَ مَناصٍ﴾ هنگام گریز نیست.
و هكَذا ابْتَلَعَتْهُ الأرضُ و ذَهَبَت الزِّینةُ و الْمَوكِبُ و القُصورُ ! و أصْبَحَ قارونُ عِبرةً لِلْأجْیالِ.
و این چنین ، زمین او را بلعید و زینت و كاروان و کاخ هااز بین رفت و قارون عبرتی برای نسل ها شد .