با عرض سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی و تشکر از شما به سبب انتخاب این وبلاگ برای بازدید.
این وبلاگ در راستای ارتقای سطح معلومات عربی شما تنظیم شده است امید است با مطالعه مطالب این وبلاگ قطره ای هرچند کوچک به دریای علم شما اضافه گردد.
با تشکر مجدد مدیر وبلاگ سعیدی

متن وترجمه درس نهم : ((حُسنُ العاقبةِ : نیک فرجامی ))
سعید: اَللهُ أكْبرُ! سعید: الله اكبر
الإمام (ع): اَللهُ أكْبَرُ! فِیمَ تُكَبِّرُ؟ یا سَعیدْ!
امام: الله اكبر ! چرا «الله اكبر» می گویی ای سعید؟
سعید: هذه الكوفهُ تَبْدو مِن بعیدْ! سعید : این شهر كوفه از دور نمایان است.
الحُرّ: ها أنا الحرُّ الرّیاحـﻰّ !حر: هان این منم حرّ ریاحی !
الإمام (ع): أ علینا أم لَنا؟امام: آیا علیه مایی یا با ماهستی؟
الحُرّ: بَلْ علیكَ ! حر : البته که علیه تو هستم .
سعید: كیفَ تَمْشـﻰ فـﻰ رِكابِ الظَّالمینْ ؟! كیفَ لا تُبْصِرُ نورَ الحَقِّ و النَّهْجَ الْمُبینْ؟!
سعید: چگونه در ركاب ستمگران راه می روی؟ چگونه نور حق و راه آشكار را نمی بینی؟
الإمام (ع): كُلُّكُمْ یَعْرِفُ أنّـﻰ طالبٌ إصلاحَ أمَّهْ، أفْسَدَتْها الطَّاغیهْ, حَكَمَتْها باغِیَهْ.
امام: همه شما می دانید كه من خواهان اصلاح امّتی هستم كه طاغوت آن را فاسد كرده و تجاوز كار بر آن حكومت كرده است .
الحُرّ: نَحْن عَطْشَی, یَابْنَ بنتِ الْمُصطَفی!حر: ما تشنه ایم ای فرزند دختر مصطفی!
اَلإمام (ع) : وَزِّعوا الْماءَ علیهِم و علینا بالتَّساوﻯ و غداً یَأتـﻰ الْفَرَجْ.
امام: آب را به صورت مساوی بر ما و بر آنان تقسیم كنید و فردا پیروزی (گشایش) می آید.
الإمام (ع): حانَتِ الآنَ الصَّلاةُ, أ تُصَلّـﻰ بِرِجالِكْ؟
امام: الآن وقت نماز فرا رسید . آیا همراه مردانت نماز می خوانی؟
الحُرّ: بل نُصَلّـﻰ كُلُّنا خَلْفَكَ یا سِبْطَ الرَّسولْ.
حر: البته همه ما پشت سر تو نماز می خوانیم ای نوه دختری پیامبر.
الحُرّ: یا حسینُ بایعْ أنتَ أوتُسَلِّمْ!ای حسین یا بیعت کن یا تسلیم می شوی.
الإمام (ع): أفلا أنتم بَعَثْتُم لـﻰ رَسائلْ... و صَرَخْتُمْ مِن مَظالِمْ...؟!
امام(ع): آیا شما نامه هایی برایم نفرستادید و از ستمگریها فریاد نزدید؟!
بُرَیر: لَعْنَةُ اللهِ علی مَنْ رَوَّعَ آلَ الرَّسول.
بریر: نفرین خدا بر هر كه خاندان پیامبر را ترسانده است.
الإمام (ع) : ربِّ فَاشْهَدْ : ... خَذَلونا! كَذَّبونا!
امام(ع): پروردگارا شاهد باش : ... ما را خوار كردند! ما را تكذیب كردند!
قد تَوكّلنا عَلیكَ, ربِّ فَاشْهَدْ : ظَلَمونا!
به تو توكّل كرده ایم، پروردگارا شاهد باش به ستم كردند!
لَمّا سَمِعَ الْحرُّ كلامَ الإمامِ (ع) أقْبَلَ عَلی الْقومِ...
وقتی حر سخن امام(ع) راشنید به طرف قوم روی آورد.
الحرّ: أ تُقاتِلْ أنتَ هذا الرَّجُلَ؟حر: آیا تو با این مرد می جنگی؟
اِبنُ سَعْد: إﻯ... قِتالاً, سَتُشاهِدْ فیه إسقاطَ الرّؤوس!
ابن سعد: بله ... جنگ، به زودی انداختنِ سرها را در آن خواهی دید.
الحرّ یَقْتَرِبُ مِن الإمام (ع) و هو یَرتَعِدُ. حر در حالی كه می لرزد به امام نزدیك می شود .
أیُّها الْحُرّ لِماذا تَرْتَعِدْ ؟! أنْتَ مِنْ أشْجَعِ أهلِ الْكوفَةِ!
ای حر چرا می لرزی؟! تو که از شجاع ترین مردم كوفه هستی!
الحرّ : إنّنـﻰ شاهَدْتُ نفسـﻰ بین نارٍ و نَعیمْ .حر: من خودم را میان آتش و بهشت دیدم.
ثُمَّ جاء الْحرُّ نحوَ الإمام (ع) نادِماً:سپس حر با پشیمانی به سوی امام(ع) آمد:
یا إلَهـﻰ إنّنـﻰ رَوَّعتُ أبناءَ الرَّسولْ! ای خدای من، به راستی كه من فرزندان پیامبر را ترساندم.
فَلِذا أطْلُبُ منكَ الْمغفِرهْ و أریدُ المَعْذَرهْ !
پس من از تو آمرزش می خواهم و معذرت می خواهم.
إنّهُ سِبْطُ النّبـﻰّ, إنّه عینُ علـﻰّ.او نوه پیامبر است. او مانند علی است.
هَل تَرَی لـﻰ یا إلهـﻰ تَوبةً ؟!آیا ای خدای من برایم توبه ای می بینی؟!
سَمِعَ الإمامُ (ع) نِداءَهُ و قال:امام(ع) صدای او را شنید وگفت:
عادَ - وَاللهِ – فَتانا الْحُرّ حرًّا...به خدا قسم كه جوان آزرده ی ما حر آزاده برگشت.
عَیِّن الصَّحیحَ أو الْخطأ فـﻰ العباراتِ التالیةِ :
درست یا نادرست را در عبارتهای آمده معیّن كنید:
1 – قَصَدَ الإمامُ (ع) بِحَركَتِهِ, إصْلاحَ أمّةِ رسولِ الله (ص).
1- امام با حركت خود، قصد داشت امّت رسول الله (ص) را اصلاح كند.
2 – إنَّ اللهَ قد قَبِلَ توبَةَ «حُرٍّ».- خدا توبه حر را قبول كرد .
3 – وَصَلَتْ قافِلَةُ الإمام (ع) إلی الكوفَةِ.- كاروان امام(ع) به كوفه رسید.
4 – ما أرْسَل أهلُ الكوفةِ الرّسائلَ لِدَعوةِ الإمام (ع).- اهل كوفه برای دعوت امام(ع) نامه ها نفرستادند