با عرض سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی و تشکر از شما به سبب انتخاب این وبلاگ برای بازدید.
این وبلاگ در راستای ارتقای سطح معلومات عربی شما تنظیم شده است امید است با مطالعه مطالب این وبلاگ قطره ای هرچند کوچک به دریای علم شما اضافه گردد.
با تشکر مجدد مدیر وبلاگ سعیدی

جامد و مشتق جامد و مشتق مخصوص به اسم می باشد نه فعل و نه حرف.
اسم جامد : اسمی است که از ریشه فعل ساخته نمی شود به عبارت بهتر از کلمه دیگری گرفته نشده .
مانند : رجل ـ ارض ـ شمس ـ جبل
اسم مشتق: اسمی است که از ریشه ی فعل ساخته می شود به عبارت بهتر از کلمه دیگری گرفته شده مانند :
مشتق :شیر: ماست ـ دوغ ـ پنیر ـ کشک ـ کره (مشتق) گرفته شده از شیر
نفت: پاک کن ـخود کارـ کیف ـ جامدادی ـ پلاستیک ـ ....... مشتق ( گرفته شده از نفت)
کتب : کاتب ـ مکتوب ـ مکتب
به طورکلی مشتقات 8 دسته هستند که ما در کتاب سال اول فقط با 7 دسته آن را آشنا می شویم.
1-اسم فاعل 2-اسم مفعول 3-اسم زمان 4- اسم مکان 5- صفت مشبهه6- اسم تفضیل 7- اسم مبالغه 8- اسم آلت
نکته : اگر اسمی شامل هشت دسته مشتق نباشد پس نتیجه می گیریم که جامد است .
اولین دسته مشتقات اسم فاعل
حال می گوییم برای ساخت مشتق اسم فاعل می توانیم آنرا هم از فعل مجرد بسازیم هم مزید :
طریقه ی ساخت اسم فاعل از ثلاثی مجرد بر وزن خود فاعل می باشد
مانند : کاتب ـ شاهد ـ قاتل ـ عالم
تمام این مثالها بروزن فاعل می باشند و از فعل های ثلاثی مجرد که حروف اصلی
آن به ترتیب کتب ـ شهد ـ قتل ـ علم می باشند.
طریقه ی ساخت اسم فاعل از ثلاثی مزید ( فعلی که دارای مضارع وباب باشد) به این طریق است که:
1ـ به مضارع باب مراجعه می کنیم. ( فعل که دارای مضارع و باب باشد)
2 - حرف مضارع را حذف می کنیم .( حرف مضارعه: ا تـ یـ ن ( تینا ) ) است که بر سر فعل ماضی می آید)
اذهب فعل مضارع متکلم وحده صیغه 13(انا)
تذهبون فعل مضارع جمع مذکر مخاطب صیغه 9 ( انتم)
یذهب فعل مضارع مفرد مذکر غائب صیغه (هو)
نذهب فعل مضارع متکلم مع الغیر صیغه 14(نحن )
3 - به جای حرف مضارع میم مضموم ( مـ ) می گذاریم.
4 - برای مشتق اسم فاعل (از ثلاثی مزید) حرکت حرف یکی به آخر را ( به عبارت دیگر حرف عین الفعل یا دومین حرف اصلی را ) کسره می دهیم .
نکته: فعل فاء الفعل حرف اول ، عین الفعل حرف دوم ، لام الفعل حرف سوم
مانند:اسم فاعل اکرم ( باب افعال)
مضارع یکرم :مکرم
اسم فاعل تقدم ( باب تفعل) اول مضارع یتقدم :متقدم
نکته : در زبان عربی چهار صیغه ( هو- هی- انت- انت) را اینگونه می نامیم .
للغائب للغائبه للمخاطب للمخاطبه
هو هی انت انت
2- مشتق اسم مفعول
طریقه ی ساخت اسم مفعول از ثلاثی مجرد: بروزن خود مفعول می باشد .
(مجرد)کتب (اسم مفعول ) مکتوب شهد مشهود
طریقه ی ساخت اسم مفعول از ثلاثی مزید:
تمامی مراحل ساخت آن مانند اسم فاعل از مزید است فقط حرکت عین الفعل را فتحه می دهیم . مزید باب تفعیل
مانند : علم مضارع یفعل یعلم .معلم
3- مشتق اسم زمان و4- مشتق اسم مکان
کلماتی که برزمان یا ماکان انجام کار دلالت کنند اسم زمان یا مکان نام دارند .
در اسم زمان و مکان دو وزن ( مفعل ـ مفعل ) برای هر دو اسم یکسان است یعنی نمی توان بگوییم که اسم زمان حتما بروزن مفعَل و اسم مکان فقط فقط بر وزن مفعِل می آید بلکه ما با کمک معنای کلمه است که زمان یا مکان بودن آن را معین می کنیم .
مانند : مطبَخ ( آشپزخانه ) مکان ( مفعل ) مسجِد مکان ( مفعل ) مغرب زمان ( مفعل )
5-مشتق صفت مشبهه : صفتی است که دوام و پایداری وثابت بودن ( دائمی ) بودن یک صفت یا حالت را مشخص می کند و بروزن های 1 ـ فعیل :قدیم ـ کریم ـ عظیم ـ شریف 2 ـ فعِل :خشن
3 ـ فَعل: سهل 4 ـ فعلان : عطشان ـ جوعان ـ غضبان ( خشمگین )
6- مشتق اسم مبالغه : صفتی است که برکثرت وزیادی وفراوانی دلالت می کند به عبارت دیگر کثرت (زیادی) صفتی را می سازد.
که 2 وزن آن آشنا می شوید :الف) فعّال : رزاق ـ حیان( بسیار ترسو) ـ جبار ( بسیارستمگر) ـ غفار ( بسیار آمرزنده)
ب)فعّاله : علامه ( بسیار دانشمند )
نکته : در ترجمه ی فارسی اسم مبالغه کلمه ی ( بسیار ) را می آوریم
7-مشتق اسم تفضیل:کلمه ایست که بر برتری صفتی شییء یا فردی برفرد یا شئ دیگری دلالت می کند .
بر2 وزن می آید : افعل ( مذکر ) اصغر ( کوچکتر ) اکبر ـ احسن
فعلی ( مونث ) صغری ( کوچکتر ) کبری ( فعلی ) حسنی
نکته : در ترجمه ی فارسی اسم تفضیل تر یا ترین می آید. کوچکتر ـ کوچکترین
8-اسم آلت (وسیله) امشاءا...سال آینده
کلمات مترادف متضاد
الشدید = الکثیر
ارخص # باهظ
الشاب = الفتی
الشدید # القلیل
ذکی = علامه
مغرب # مشرق
الخلیل = الصدیق
البر # السوء
الشفیق = الرحیم
ضحک # بکی
الناصح = الواعظ
اکبر # اصغر
عرف = علم بـ
بشیر # نذیر
الطلعه = الوجه =التقویم
الناقص # الکامل
الاولی = الاهل
احسن = انفع
الصغیر # الکبیر
مبشر # منذر
المحروم = المستضعف
جاء # زهق
المظلوم = المنصور
المومن # الکافر
الطریق = السبیل
الجاهل # العالم
المساکین = الفقراء
الشرور # المعامی
المتفضل= الکریم
المظلوم # الظالم
المعروف # المنکر
الشر # الخیر
جمع : النبات ـ الدقایق ـ البسه ـ اوراق - المشاهد ـ اللاحقوق ـ الشباب ـ السوابق ـ الرغباب -الجیال ـ الشرورـ المعاصی
مفرد : بنت ـ دقیقه ـ لباس ـ ورق - مشهد ـ لاحق ـ شاب ـ سابق ـ الرغبه - جیل ـ الشر ـ معصیه