با عرض سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی و تشکر از شما به سبب انتخاب این وبلاگ برای بازدید.
این وبلاگ در راستای ارتقای سطح معلومات عربی شما تنظیم شده است امید است با مطالعه مطالب این وبلاگ قطره ای هرچند کوچک به دریای علم شما اضافه گردد.
با تشکر مجدد مدیر وبلاگ سعیدی

اَلدَّرسُ السَّابِع
عليكُم بالْقرآن
قالالنّبـىُّ الأكرمُ (ص):" إذا الْتَبَسَت عليكُم الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فعليكُم بالْقرآنِ "!
درس هفتم
به قرآن پناه ببريد
پيامبر اكرم (ص) فرمود: "وقتي كه فتنهها همچون پارههاي شب تاريك بر شما پوشيده شد، پس به قرآن پناه ببريد."
اَلْقرآنُ نورٌ و هُديً يُخْرجُ الْمجتمعَ الإنسانـى مِن الْموتِ إلي الْحياةِ و مِن الْيأسِ إلي الرَّجاء و مِن الْكَسَلِ إلي النَّشاطِ و من السُّكونِ إلي الْحركةِ و هو لا يَسْمَحُ لِلنّاس أن يَتْرُكوا الدّنيا بِذريعَةِ الْحصولِ علي الآخِرةِ . بل يَجعلُ الدّنيا وسيلةً لِلْحُصولِ علي الْعُقْبـَي .
و إليك الآنَ بعضَ الآياتِ حَول هذا الشّأنِ :
قرآن نور و هدايتگري است كه جامعهي بشري را از مرگ به سوي زندگي و از نااميدي به اميدواري و از تنبلي به سوي فعّاليّت و از سكون به سوي حركت، در ميآورد و به مردم اجازه نميدهد كه دنيا را به بهانهي دستيابي به آخرت، رها كنند، بلكه دنيا را وسيلهاي براي رسيدن به آخرت، قرار ميدهد.
و هماينك به برخي آيات دربارهي اين موضوع، توجّه كن:
إنَّ القرآنَ الْكريـمَ قد عَدَّ الْمواهبَ الطّبيعيّةَ و النِّعمَ الإلـهيّةَ رزقاً لِلإنسان و وسيلةً لِبقاء حياتِه و دوامِ عَيْشهِ و سبباً لِحركتِهِ نَحوَ الْكمالِ و الرُّشدِ.
﴿ و نَزَّلنْا مِن السَّماءِ ماءً مباركاً فأنْبَتْنا جنّاتٍ و . . . رزقاً لِلْعبادِ﴾ فَنَهي الإنسانَ عن تحريـمِ هذه النِّعَمِ علي نَفْسه ﴿يا أيُّها الّذين آمَنوا لا تُحَرِّموا طَيّباتِ ما أحَلَّ اللّهُ لكم﴾
همانا قرآن كريم بخششهاي طبيعي و نعمتهاي الهي را به عنوان روزي براي انسان و وسيلهاي براي بقا و دوام زندگياش و عاملي براي حركتش به سوي كمال و رشد، شمرده است.
(و از آسمان، آبي پربركت فرود آورديم، پس بدان ]وسيله[ باغهايي رويانيديم ... براي روزي بندگان) بنابراين انسان را از محروم كردن اين نعمتها بر خودش، بازداشته است (اي كساني كه ايمان آوردهايد، چيزهاي پاكيزهاي را كه خدا براي شما حلال كرده، حرام مشماريد)
و هذا الْخِطابُ عامٌّ مُوَجَّهٌ إلي بنـى آدمَ أجْمَعيـنَ ، و لايَخْتَصُّ بالأغنياءِ ﴿ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينةَ اللّهِ الّتـى أخرَجَ لِعبادِهِ و الطّيّباتِ مِن الرّزقِ ، قُلْ هى لِلّذين آمَنوا فـى الْحياةِ الدّنيا﴾
مِن واجبِ الإنسان أن يَسْعَي لِلاستفادةِ مِن هذه النِّعَمِ فـى طريق حركتهِ نَحْوَ الْكمالِ و الرُّشْدِ و لا يَنْسَي مسؤوليَّتهُ تَجاهَ خالِقه.
و اين فراخواني، يك پيام عمومي براي تمامي فرزندان بشر است، و ويژهي ثروتمندان نيست (بگو: زيوري را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و روزيهاي پاكيزه را، چه كسي حرام گردانيده؟ بگو: اين (نعمتها) در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آوردهاند).
بايد كه انسان براي استفاده و بهره از اين نعمتها در راه حركتش به سوي كمال و رشد، تلاش كند و مسؤوليّت خويش را در برابر آفريدهاش فراموش نكند.
قال الإمام علىٌّ (ع) : " إنَّ اللّهَ يُحِبُّ أن يَرَي أثَرَ النِّعمةِ علَي عبْدِه" ! فمَن ضَيَّعَ النِّعَمَ باسْتِفادَتِهِ فـى غيـرِ طريقِ الْحقَ فقد كَفَرَ بِها .
امام علي (ع) فرمود: "مسّلماً خداوند دوست ميدارد كه تأثير نعمت را بر روي بندهاش، ببيند" پس هر كه نعمتها را با استفاده اش در مسير ناحق تباه كند، نسبت به آنها كفر ورزيده است.
إنَّ الْقرآنَ يؤكِّدُ أنَّ لِهذا الْعالَمِ سُنَناً و قوانيـنَ لا تَتَغيَّرُ ﴿ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّهِ تبديلاً﴾ و مَن اسْتفادَ مِن هذه السُّنَنِ يَصِلْ إلي غايته ، و لا فرقَ فـى ذلك بين أن يكونَ الإنسانُ مؤمناً بِاللّهِ أو غيـرَ مؤمنٍ به ، مُسْلِماً أو غَيْرَ مسلمٍ ، لأنَّ الأسْماءَ و الْعناوينَ لا قيمةَ لَها مادامَتْ لَم تَقْتَرِنْ بالْعملِ !
در حقيقت قرآن تأكيد ميكند كه اين جهان داراي سنّتها و قوانين غير قابل تغيير است (و هرگز براي سنّت خدا دگرگوني نخواهي يافت) و هر كه از اين سنّتها استفاده كند به هدفش ميرسد، و هيچ فرقي در آن ميان وجود ندارد كه انسان به خدا ايمان داشته باشد يا نداشته باشد، مسلمان يا غير مسلمان باشد، زيرا اسمها و لقبها و عنوانها تا زماني كه به عمل نزديك نشوند (همراه عمل نباشند)، هيچ ارزشي ندارد .
لَمّا فَتَحَ رسولُ اللّه(ص)مكّةَ قامَ علي الصَّفا فقال: يا بَنـى هاشمٍ ، يا بَنـى عبْدِ الْمُطَّلِبِ ! . . . لا تقولوا إنَّ مُحمّداً مِنّا ، فَوَاللّهِ ما أوليائى مِنكُم و مِن غيركم إلّا الْمتّقونَ . . . إنّ لـى عملى و لكُم عَمَلَكُم".
وقتي كه رسول خدا (ص) مكّه را فتح كرد، بر روي "صفا" ايستاد و گفت: "اي فرزندان هاشم، اي فرزندان عبدالمطّلب، ... نگوييد كه محمّد از ماست، قسم به خدا دوستان من از شما و غير شما جز پرهيزگاران نيستند ... مسّلماً عمل من براي من و عمل شما براي شماست."
و هذا الإنسانُ لا يَيْأسُ و إنْ رَأي أنَّ قُوَي الظّلْم مُسَيْطِرةٌ علي الْعالَم ، لإنَّه قد آمَنَ بـ ﴿ أنّ الأرضَ يَرِثُها عبادﻯَ الصّالِحونَ﴾ و يعلَمُ أنّ الْحقَّ هو الْباقى و أنّ ﴿ الْباطلَ كان زَهوقاً﴾
﴿و نُريدُ أنْ نَمُنَّ علَي الّذين اسْتُضْعِفوا فـى الأرضِ و نَجْعَلَهم أئمّةً و نَجعَلَهُم الْوارثيـنَ﴾
و اين انسان نااميد نميشود، اگرچه ببيند نيروهاي كفر بر جهان مسلّط شدهاند، زيرا او ايمان آورده است به اين كه (زمين را بندگان شايسته به ارث ميبرند) و ميداند كه فقط حق ماندگار است و (ميداند) كه (باطل نابودشدني است).
(و ميخواهيم كه منّت نهيم بر كساني كه در زمين ضعيف نگاه داشته شدهاند و آنان را پيشوايان گردانيم، و ايشان را وارث (زمين)كنيم).