با عرض سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی و تشکر از شما به سبب انتخاب این وبلاگ برای بازدید.
این وبلاگ در راستای ارتقای سطح معلومات عربی شما تنظیم شده است امید است با مطالعه مطالب این وبلاگ قطره ای هرچند کوچک به دریای علم شما اضافه گردد.
با تشکر مجدد مدیر وبلاگ سعیدی

- احد : خدای یكتا ،
- لا هبل : نه هبل
اِضْرِبْها بِشدَّةٍ!- او را به شدّت بزن!
ـ فی لیله: در شبی
ـ اَلأوضاعُ خَطِرَةٌ... الْمُسْلِمونَ فـﻰ عذابٍ.اوضاع خطرناك است ... مسلمانان در عذابند .
ـ قَتَلَ الْكُفّارُ سُمَیَّةَ بَعْدَ التَّعذیبِ.كافران سمیّه را بعد از شكنجه كردن كشتند .
_ و زَوجَها یاسِراً كذلك.و همسرش یاسر را نیز همچنین .
ـ و بِلالٌ تحتَ أشدِّ تَعذیبٍ. ...و عمّارٌ...- وبلال زیر شدیدترین شكنجه است. ... وعمّار ...
ـ نَحْنُ بِحاجةٍ إلی مَكانٍ أمْنٍ لِنَشْرِ الإسْلامِ.- ما به جای امنی برای نشر اسلام نیازمندیم.
ـ یا رسولَ اللهِ! اِبْحَثْ عَنْ طَریقٍ لِحَلِّ هذه الْمُشكلةِ.
- ای رسول خدا! دنبال راهی برای حلّ این مشكل بگرد.
ـ رَبَّنا إنَّنا فقراءُ لِما تُنزِلُ إلَینا مِنْ خَیرٍ.
- پروردگارا ، ما به آنچه از خیر بر ما نازل می كنی نیازمندیم.
ـ فأمَرَ اللهُ الْمُسلمینَ و الْمسلماتِ بالْهجرة.
- پس خداوند به مردان و زنان مسلمان دستور داد هجرت كنند .
﴿إنَّ أرْضـﻰ واسِعةٌ, فإیّاﻯَ فاعْبُدونِ﴾
- همانا زمین من وسیع است پس تنها مرا بپرستید.
ـ فـﻰ الْحبشةِ حاكمٌ عادلٌ و مُوَحِّدٌ.
رُوْساءُ قریشٍ: أنتم صامِتونَ!... هذا عجیبُ!!
- در حبشه حكمران دادگر و یكتا پرستی وجود دارد .
رﺋیسان قریش: شما ساكتید! ... این شگفت است!
ـ اَلّذینَ هاجَروا إلی الْحبشةِ سَوفَ یَخْلُقونَ لَنا الْمشكلاتِ.
- كسانی كه به حبشه مهاجرت كرده اند برایمان مشكلات خواهند آفرید.
ـ قَسَماً بِاللّاتِ و الْعُزَّی سَنُرْجِعُ مَنْ هاجَرَ و نُعَذِّبُهُ.
- س.گند به لات و عزّی هر كسی را كه مهاجرت كرده است به زودی بر خواهیم گردانید و او را شكنجه می كنیم .
ـ نَبْعَثُ رسولاً مع هدایا إلی حاكمِ الحبَشَةِ و نَطْلُبُ مِنْهُم تسلیمَ الَّذینَ ذَهبوا إلی هُناكَ.
- فرستاده ای را همراه هدیه هایی به سوی حاكم حبشه می فرستیم و از آنان می خواهیم كسانی را كه به آنجا رفته اند به ما تحویل دهند .
ـ طیِّبٌ... اَلتَّطمیعُ مِن عادتِنا.- خوب است ... به طمع انداختن ، عادت ماست.
عندَ حاكمِ الحبَشَةِ:
ـ سیِّدﻯ! عددٌ مِنْ شَبابِنا خَرجوا مِنْ دینِنا.
و ما نَطْلُبُ منكَ هو تَسْلیمُهُمْ إلَینا.
- نزد حاكم حبشه :
- آقای من! عدّه ای از جوانان ما از دینشان خارج شده اند.
و آنچه را از تو می خواهیم این است كه آنان را به ما تحویل دهی.
اَلمهاجرونَ عنْدَ الحاكمِ. مهاجران نزد حاكم هستند.
ـ اَلسَّلام عَلیكُمْ! - سلام بر شما.
ـ أهلاً و مَرْحَباً بكُم. - خوش آمدید.
ـ اُنْظُروا... هؤلاءِ لایَسْجُدونَ لِلْحاكِم... إهانةٌ...
- نگاه كنید ... اینان برای حاكم سجده نمی كنند ... اهانت ...
ـ دینُنا لا یَسْمَحُ لنا بِالسٌّجودِ إلّا لِلّهِ الّذﻯ خَلَقَنا.
ـ ما هو دینُكُم؟
- دین ما به ما اجازه نمی دهد كه جز در برابر خدایی كه ما را آفریده است، سجده كنیم.
- دین شما چیست؟
ـ إنَّ اللهَ بَعَثَ إلینا رسولاً یأمرُنا بالصِّدقِ و أداءِ الأمانةِ و الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ وَیَمْنَعُنا عن ارْتكابِ الْمَعاصـﻰ و یأمُرُنا بِإقامةِ الصَّلاةِ و أداءِ الزكاةِ...
- خدا پیامبری را به سوی ما فرستاد كه ما را به راستگویی و ادای امانت و وفای به عهد فرمان می دهد و ما را از ارتكاب گناهان منع می كند و ما را به برپا داشتن نماز و ادای زكات فرمان می دهد.
ـ قَسَماً بِرَبِّـﻰ, هذا دینُ الْمُوَحِّدینَ...
یا رسولَ قُریشٍ! اِرْجِعْ! اَلّذین دَخَلوا بِلادﻯ فَفـﻰ أمنٍ و راحةٍ.
- سوگند به پروردگارم، این دین یكتا پرستان است ...
ای رسول قریش! برگرد! كسانی كه وارد سر زمین من شده اند در امنیّت و آسایش هستند.